7 فایل
پخش
توقف
00:00
1X
با عرض پوزش، نتیجه ای وجود ندارد.
لطفا کلمه کلیدی دیگری را امتحان کنید
is_movie1398https://pelan3.ir/video/98/02/05/ashena-bod-seda-hamid-reza-borgheie.mp4https://pelan3.ir/video/98/02/05/ashena-bod-seda-hamid-reza-borgheie.mp3آشنا بود صدا حمید رضا برقعی آشنا بود صدا لهجه زیبایی داشت گله از فاصله از غربت و تنهایی داشت هم نفس با من ازآهنگ فراقم میخواند داشت از گوشه ایران به عراقم میخواند جمکران بدرقه در بدرقه تسبیح به دست صحن آغوش گشودست مفاتیح به دست رایحه رایحه با بوی خودش میخواند خانه دوست مرا سوی خودش میخواند آشنا بود صدا حمید رضا برقعی آشنا بود صدا لهجه زیبایی داشت گله از فاصله از غربت و تنهایی داشت هم نفس با من ازآهنگ فراقم میخواند داشت از گوشه ایران به عراقم میخواند جمکران بدرقه در بدرقه تسبیح به دست صحن آغوش گشودست مفاتیح به دست رایحه رایحه با بوی خودش میخواند خانه دوست مرا سوی خودش میخواند آشنا بود صدا حمید رضا برقعی آشنا بود صدا لهجه زیبایی داشت گله از فاصله از غربت و تنهایی داشت هم نفس با من ازآهنگ فراقم میخواند داشت از گوشه ایران به عراقم میخواند جمکران بدرقه در بدرقه تسبیح به دست صحن آغوش گشودست مفاتیح به دست رایحه رایحه با بوی خودش میخواند خانه دوست مرا سوی خودش میخواند آشنا بود صدا حمیدرضا برقعیhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2024/07/sher1-1080.mp4_snapshot_00.38_2019.12.31_19.36.09.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]حمید رضا برقعی ولادت حضرت رقیه(س) هیئت خدمت گزاران حضرت ولی عصر(عج) 5 اردیبهشت 98کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/98/02/05/ashena-bod-seda-hamid-reza-borgheie.mp4, 75MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=OS_E2vV6_Ck&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://www.aparat.com/v/03hey, , ,
is_movie1398https://pelan3.ir/video/98/01/19/barani-az-ghazal-borgheei.mp4https://pelan3.ir/video/98/01/19/barani-az-ghazal-borgheei.mp3هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد خوشا به حال خیالی که در حرم مانده و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد به یاد چایی شیرین کربلایی ها لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد چه ساختار قشنگی شکسته است خدا درون قالب شش گوشه یک غزل دارد بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟ بگو محبت ما ریشه در ازل دارد غلامتان به من آموخت در میانه ی خون که روسیاهی ما نیز راه حل دارد. شاعر : سید حمید رضا برقعی بارانی از غزل حمیدرضا برقعیhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2024/07/6-13-3.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]سید حمیدرضا برقعی | هیئت مکتب الحسین آذربایجانیها | میلاد امام حسین (ع) | پلان 3کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/98/01/19/barani-az-ghazal-borgheei.mp4, 147MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=vYc4sQlKfNE&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://aparat.com/v/N1K2z, , ,
is_movie1398https://pelan3.ir/video/98/01/19/azo-khali-ast-donyayam-borgheei.mp4https://pelan3.ir/video/98/01/19/azo-khali-ast-donyayam-borgheei.mp3خدا نوشت از او خالی است دنیایم کجاست آینهای تا کند تماشایم برای خلوت خود دوست، دوست می خواھم در این ھزاره غم چاره اوست می خواھم که خمره خمره ایجاد را به کاسه کنم خودم خدایی خود را در او خلاصه کنم میآفرینمش اینسان به خود اشاره کنم به ھر چه مینگرم خویش را نظاره کنم به قصد خلقت عالم قلم گرفت آنگاه گذاشت نقطه باء را و گفت بسمالله به نقطه خیره شد و چیز دیگری ننوشت بر آن تکامل بی حد فراتری ننوشت به نقطه خیره شد و نقطه جان گرفت از او در این معاشقه کمکم زبان گرفت از او به نقطه گفت که تو جوھر صدای منی خوشا به حال من آری که تو برای منی به نقطه گفت که ای آرزوی غائب من خوش آمدی به من ای مظھرالعجایب من به نقطه خیره شد و گفت این چقدر من است به نقطه گفت که ھنگامه علی شدن است بسنده کرد به یک نقطه از علی فرمود که این ھم از سر عالم زیاد خواھد بود سلیقه داشته آری، سلیقه داشته است خدا تخلص خود را علی گذاشته است خدا به خلقت ایجاز خویش مایل شد تمام گستره کائنات ساحل شد خدا به حوصله برداشت مشتی از آن گل جمال شکل گرفت و کمال کامل شد نیافرید خدا چیز دیگری گویا از او خالی است دنیایم حمیدرضا برقعیhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2024/07/2-17-2.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]سید حمیدرضا برقعی | هیئت مکتب الحسین آذربایجانیها | میلاد امام حسین (ع) | پلان 3کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/98/01/19/azo-khali-ast-donyayam-borgheei.mp4, 141MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=5dae2aqytIg&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://aparat.com/v/tFHf4, , ,
is_movie1398https://pelan3.ir/video/98/01/19/zani-az-khak-az-khorshid-borgheei.mp4https://pelan3.ir/video/98/01/19/zani-az-khak-az-khorshid-borgheei.mp3زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمیتر زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر که قبل از قصۀ »قالوا بلی» این زن بلی گفتهست نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا! مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر که جبرائیل میبندد دخیل پر بر آن چادر ستون آسمانها میگذارد سر بر آن چادر تیمّم میکند هر روز پیغمبر بر آن چادر همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بودهست غمی در جان زهرا میشود تکرار در تکرار صدای گریه میآید به گوشش از در و دیوار تمام آسمانها میشود روی سرش آوار که دارد در وجودش روضه میخواند کسی انگار برایش روضه میخواند صدایی در دل باران که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان خدا را ناگهان در جلوهای دیگر نشان دادند که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند صدای گریه آمد، مادرم میسوخت در باران برای کودک خود پیرُهن میدوخت در باران وصیت کرد مادر، آسمان بیوقفه میبارید حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید! تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید جهان تشنهست، بالای سر او آب بگذارید زمان رفتنش فرمود: میبخشید مادر را کفنهایم یکی کم بود، میبخشید مادر را بمیرم بسته میشد آن نگاه آهسته آهسته به چشم ما جهان میشد سیاه آهسته آهسته صدای روضه میافتد به راه آهسته آهسته زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته بُنَّیَ تشنهای مادر برایت آب آورده… زنی از خاک از خورشید حمیدرضا برقعیhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2024/07/1-31-3.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]سید حمیدرضا برقعی | هیئت مکتب الحسین آذربایجانیها | میلاد امام حسین (ع) | پلان 3کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/98/01/19/zani-az-khak-az-khorshid-borgheei.mp4, 128MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=5o1NjHtenZY&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://aparat.com/v/vqcBu, , ,
is_movie1397https://pelan3.ir/video/97/10/22/dota-tir-akharash-hamid-reza-borghei.mp4https://pelan3.ir/video/97/10/22/dota-tir-akharash-hamid-reza-borghei.mp3قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش یک دم سپر شوند برای برادرش خون عقاب در جگر شیرشان پر است از نسل جعفرند و علی، این دو لشکرش این دو ز کودکی فقط آیینه دیده اند آیینه ای که آه نسازد مکدرش واحیرتا که این دو جوانان زینب اند یا ایستاده تیر دو سر در برابرش؟ با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش یک دست، گرم اشک گرفتن ز چشم هاش مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت تا که خدا نکرده مبادا برادرش … زینب همان شکوه که ناموس غیرت است زینب که در مدینه قرق بود معبرش زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است از بس که رفته این همه این زن به مادرش زینب همان که زینت بابای خویش بود در کربلا شدند پسرهاش زیورش گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات وقتی گذشته بود دگر آب از سرشhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2024/07/clip-borghei-2-pelan3-1080.mp4_snapshot_03.45_2019.12.31_12.54.44.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]حمیدرضا برقعی میلاد حضرت زینب (س) هیئت موکب لواء الزینب 22 دیماه 97کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/97/10/22/dota-tir-akharash-hamid-reza-borghei.mp4, 93MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=56HL7NTd_A4&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://www.aparat.com/v/rUHto, , ,
is_movierasm-mardanegi-at-hamid-reza-borghei1397https://pelan3.ir/video/97/10/22/rasm-mardanegi-at-hamid-reza-borghei.mp4https://pelan3.ir/video/97/10/22/rasm-mardanegi-at-hamid-reza-borghei.mp3گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست پی نبردیم به یکتایی نامت زینب کار ما نیست شناسایی نامت زینب من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد جبرئیلم همه ی بال و پرم می سوزد من در اعماق خیالم … چه بگویم از تو من در این مرحله لالم چه بگویم از تو چه بگویم؟! به خدا از تو سرودن سخت است هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است چه بگویم که خداوند روایتگر تو است تار و پود همه افلاک نخ معجر توست روبروی تو که قرآن خدا وا می شد لب آیات به تفسیر شما وا می شد آمدی تا که فقط زینت مولا باشی تا پس از فاطمه صدیقه ی صغری باشی آمدی شمس و قمر پیش تو سو سو بزنند تا که مردان جهان پیش تو زانو بزنند چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد باز تکرار همان سوره ی ” اعطینا ” شد عشق عالم به تو از بوسه مکرر می گفت به گمانم به تو آرام پیمبر می گفت : بی تو دنیای من از شور و شرر خالی بود جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود رسم مردانگی ات حمیدرضا برقعیhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2024/07/clip-borghei-1-pelan3-1080.mp4_snapshot_01.45_2019.12.31_12.46.21.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]حمیدرضا برقعی | میلاد حضرت زینب (س) | هیئت موکب لواء الزینب | 22 دیماه 97کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/97/10/22/rasm-mardanegi-at-hamid-reza-borghei.mp4, 122MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=Fb4_7Ru_cyU&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://www.aparat.com/v/QWrCk, , ,
is_movienasimi-ashena-hamid-reza-borghei1397https://pelan3.ir/video/97/10/22/nasimi-ashena-hamid-reza-borghei.mp4https://pelan3.ir/video/97/10/22/nasimi-ashena-hamid-reza-borghei.mp3نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید ……نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده …… و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟ ……. تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری- جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت……. از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم …… جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی ……. و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی ……از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم …… به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم نسیمی آشنا حمیدرضا برقعی تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد……..چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته ……. برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من……. خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود ……… ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم ……. قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردمhttps://turbosite.ir/http://turbosite.ir/wp-content/uploads/2019/01/nasimi-ashena-hamid-reza-borghei.jpgfalse0[INSERT_ELEMENTOR id="63535"]حمیدرضا برقعی | میلاد حضرت زینب (س) | هیئت موکب لواء الزینب | 22 دیماه 97کیفیت معمولی, https://pelan3.ir/video/97/10/22/nasimi-ashena-hamid-reza-borghei.mp4, 77MB, ,مشاهده, https://www.youtube.com/watch?v=vrZU8OZwgmw&feature=youtu.be, , ,مشاهده, https://www.aparat.com/v/F6tkA, , ,







