[INSERT_ELEMENTOR id="5577"]
بابا جان امیر حسینی

بابا جان از ره دور تو را بوسیدم

دل رقیه برات لک زده بود

روی نیزه دیدمت خوابید

از ره دور تو را بوسیدم

اما یه شب دلش طاقت نیاورد

بلند شد آهسته آهسته با پنجه پا اومد جلود

کسی بیدار نشه

رسید جلو نیزه بابا

میخواست فقط خلوت خودش و باباش باشه

هیچ کس نفهمه

آروم صدا میزد بابا

یه جوری که کسی دیگه بیدار نشه

انقدر گفت بابا بابا

یه وقت دید این نیزه خم شد

سر باباش اومد پایین سرو بغل گرفت

اون صورت کبودشو گذاشت رو صورت خونی بابا

بابا جان امیر حسینی
نقد و بررسی

از دیدگاه بینندگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سریال

بزودی | بروزشده

بزودی
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
پیمایش به بالا
همراه ما باشید
خانه هنر پلان3
بزرگترین رسانـه فرهنـگی مذهبـی کشور در حوزه فیلم برداری و تدوین مراسمات مذهبی
مجری تولید نماهنگ های صوتی و تصویری

صفحه رسمی

صفحه رسمی

کانال رسمی

صفحه رسمی

کانال رسمی

اطلاعات تماس
درخواست مداحی
لینک های دانلود ویدیو با کیفیت های مختلف
کیفیت معمولی
حجم : 184MB
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
Telegram
WhatsApp
Facebook
لینک های دانلود ویدیو با کیفیت های مختلف
کیفیت معمولی
حجم : 184MB