روضه بابای تو رو دوسش ندارم علی پورکاوه
[INSERT_ELEMENTOR id="5556"]
روضه سوزناک حضرت رقیه سلام الله علیها علی پورکاوه | هیئت الشهدا کرج | پلان3
حرم حضرت رقیه بودم
دخترم چادر گل گلی سرش بود
تو کاروانمون بود دو سه تا دیگه
دختر کوچولو بودن
به دخترم میگفت : نگاه کن
از این چادر سیاها دارم
تو که نداری
بعد دخترم گفت منم دارم بابام برام خریده
با کنیز اومده دختر یزید
اومد جلو گفت اسمت چیه
گفت اسمم رقیه است
اسم بابات چیه
گفت بابام سفره
بابام اسمش حسینه
اسم بابای تو چیه
گفت بابام امیر این شهره
اسم بابام یزیده
تا گفت یزید رقیه عقب عقب رفت
گفت من اصلا بابای تو رو دوسش ندارم
چرا گفت هی با چوبش به لب بابام میزد
روضه بابای تو رو دوسش ندارم علی پورکاوه
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد