سید خوانساری و دیدار امام زمان حیدرخمسه
دانلود روضه سید خوانساری و دیدار امام زمان حیدرخمسه | ایام فاطمیه 1402| هیئت اباعبدالله الحسین رفسنجان | پلان3
آیت الله سید خوانساری بزرگ نه مال پانصد سال پیش
سده اخیر رئیس حوزه استاد مرجع عالی قدر
همه علما صحه میذارن به فرمان و فتوا و دستور و اوامرش
از خونه میومد بیرون بره سر کلاس درس
یه دالونی بود تو مسیر راه یه بار بر مرد سن و سال دار
به قول علما ژنده پوش از لحاظ ظاهری فقیر تا سید میومد بلند میشد
دست ادب سلام آقا جان حال و احوالی میکرد با سید خوانساری
سید میرفت دوباره وقتی برمیگشت میدونست کی سید میاد کی میره
دوباره میومد جلوش سلام آقا یه حال و احوالی می کرد
سید خوانساری هم گفت ما رو ببین مرید دارم شدی
یه چند روزی رفت و اومد این هی جلو پای این سید پا میشد
یه روز از روزا اومد برگرده گفت آقا یه عرضی دارم گفت بگو ما با هم رفیقیم گفت آره
خداوکیلی میتونم چیزی ازت بخوام گفت هر وقت چیزی خواستی ما با هم رفیقیم
سید رفت اینم خوشحال گفت قول داد فرداش اومد بره سر درس دید خبری از
بار بره نیست این ور اون ور رو یه خرده گشت
رفت سر درس برگشت دوباره حیرونش شد نگرانش شد
اومد خونه زن صداش کرد گفت یه نفر اومد یه کاغذی رو داد
گفت اینو بده به رفیقم آیت الله خوانساری
تا کاغذ گرفت باز کرد دید نوشته سلام منم رفیق اگه رسیدی امروز یه سری به من بزن
آدرسش کجاست نوشته بود قبرستون قدیم اصفهان
احتمالاً عبا و عمامه سریع خودشو رسوند اونجا جا زندگی نیست
هی صدا میزد صدا میزد رسید یه جا یکی از این خرابه ها
دیده مرده تو بستر افتاده تا رسید گفت بلند شو مگه من مردم تو اینجا بستر افتادی
با حال نزارش قربون قدمت که اومدی میدونستم میای
پاشو پاشو الان وقتی این حرفا نیست باید ببرمت دوا درمون گفت نه حاجی من امشب رفتنیام
آقام بهم گفت گفت غیب میگی رفتنی کجاست گفت آقام گفته امشب بارو میبندی
آقات کیه گفت آقام مهدی فاطمه است...
به وقت آرامی حیدرخمسه
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده