داستان کوتاه آیت الله فاضل لنکرانی احمد علوی
دانلود شعر خوانی داستان کوتاه آیت الله فاضل لنکرانی احمد علوی | ایام فاطمیه 1403| سوگواره شعر محبوبه خدا | پلان3
سی و جهار سال پیش نوجوان بودم
اولین جایزه شعرم را
از دست مبارک حضرت آیت الله فاضل لنکرانی
در تکیه آقا سید حسن دریافت کردم
و ایشون منو در آغوش فشردن
یه قرار قشنگی با امام رضا دارم و داشتم
هر بار که برای زیارت میرفتم میگفتم آقا
اگر ما رو دیدی اگر نظری کردی اگر زیارت ما رو شما پسندیدی
یکی از دوستهاتو به من نشون بده
یه بار یک هفته مشهد موندم هیچ فرجی حاصل نشد
روز آخر ساعت آخر کنار ضریح یه جای دنجی پیدا کردم داشتم زیارت نامه میخوندم
دیدم یه جوانی اومد گفتش که میتونم یه خواهشی بکنم
گفتم بله گفت چند دقیقه اینجا بایستید بشینید
من یه پیرمردی را میخوام بیارم زیارت شما جاتونو به ایشون بدید
گفتم چشم
رفت برگشت دیدم که حضرت آیت الله فاضل لنکرانی اومدن
و اینم یکی از هدیههای امام رضا به من بود
شادی روحشان صلوات بفرستید
داستان کوتاه آیت الله فاضل لنکرانی احمد علوی
از دیدگاه بینندگان
بزودی | بروزشده