دختر بچه نترسونید نریمان پناهی
[INSERT_ELEMENTOR id="5553"]
میریزه اشکام به روی گونم
رسیده از راه عزیز جونم
بگید به عالم رسیده بابام
عمه کمک کن بلند شم از جام
این سر خونی بهترین پدره
اومده تا من و با خودش ببره
خوش اومدی بابا به این خرابه ها
چی اومده سرت سر زتن جدا
بابا حسین من
********
من و به ماتم دچار میکردی
بالای نیزه چیکار می کردی
من و به دست بلا سپردی
چرا من و با خودت نبردی
میدیدم همیشه تو رو از راه دور
شنیدم بابا جون رفتی کنج تنور
ببین که پیر شدم اخر به پای تو
میخوام که درد دل کنم برای تو
بابا حسین من
********
تو این شبای سرد خرابه
هنوز رقیت تشنه ابه
از وقتی رفتی غذا نخوردم
زود تر از اینها باید میمردم
من خزونیم و تو بهار منی
باورم نمیشه که کنار منی
دیگه بدون من نرو بابا سفر
حالا که اومدی رقت و ببر
بابا حسین من
دختر بچه نترسونید نریمان پناهی
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد