روضه خاطره بد علی پورکاوه
[INSERT_ELEMENTOR id="5556"]
روضه جانسوز و سوزناک کربلایی علی پور کاوه | محرم 1403 | دفتر امام جمعه ساوجبلاغ | پلان3
یه وقت خانم گفتش رقیه تو نگاه نکن
با دست گرفتم جلوی چشم رقیه
چی شده عمه
داداشمو دوره کردن
دوید تو گودال
سر و گرفت تو بغلش
تو اون حال و احوال
چشمش رو وا کرد
گفت زینب تویی
مگه نگفتم…
گفت چرا لبت اینطوری شده
چرا پیشونیت داره خون میاد
این چیه تو دهنت گیر کرده
این نیزه چیه
گفت زینب جان منو بزار برو
آخه داره ازت خون میره
گفت منو بزار برو
یه وقت سر تو بغل زینب بود
سرش رو اینطوری برگردوند
دید یکی با چکمه داره میاد
گفت زینب جان این خیلی بی حیا است برو
گفت آخه نه برو
خدا خاطره بد رو لعنت کنه
روضه خاطره بد علی پورکاوه
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد