یک سه ساله مرد از دوری پدر
هی می گفت پدر منو بیا ببر
من کجا خار صحرا کجا
رفتی بابا کجا
وای وای وای
من کجا روی نیلی کجا
فحش و سیلی کجا
وای وای وای
دختر نیستی بدونی
دختر شامی منو بازی نمیده بابا
دختر نیستی بدونی
قاتلت گوشواره از گوشم کشیده
دختر نیستی بدونی
چند شبه خوابت رو دیدم روی پات میشینم
دختر نیستی بدونی
یک دفعه لکنت میگیرم تا که زجر رو میبینم
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.