حاج محمد نوروزی | هیئت شاهزاده علی اصغر کاشان | ایام فاطمیه | پلان3
متن روضه
دانلود داستان برپایی مجلس اباعبدالله محمد نوروزی
گفت به شوهرم گفتم داری میری
الان کلی آدم میان روضه داشتیم هر سال
نمیشه اینجوری در خونه رو بست
به هر کسی یه جوابی داد
گفت من نه دارم نه میتونم وایسم
خجالت مردمم نمیتونم بکشم
من رفتم این خونه و این خودت
شوهرم رد شد
دیدم در میزنن
درو باز کردم
چهار تا مرد یه زن
سلام کرد سلام کردم
گفت چراسیاهیتونو نبستید
گفتم امسال تعطیله
گفت مگه میشه روضه حسین تعطیل باشه
مگه میشه روضه ابی عبدالله تعطیل باشه
گفتم ما اینجوری برامون اتفاق افتاده
گفت به من بگو سیاهیا کجاست
اینم که پرسیدن بی خودی از من پرسیدن
من یه اشاره کردم دیدم رفتن تو زیر زمین
….
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.