یکی از همشهری های ما می گفت
یه روز خانومم نمی دونم چرا دنگ گرفته بود
اومد قرآنو گذاشت رو زانو من
که تو رو به این قرآن یه سوال می کنم راستشو بگو
گفتم قرآن نمی خواد تا حالا از من دروغ شنیدی گفتم ابدا
گفت به قرآن راست بگو اون شخصی که تو زندگیت خیلی مهمه کیه
گفتم حالا که گفتی قرآن راستشو میگم
ننم مادرم گفتم بعدش کی گفت خواهرم
اونوقت بعدش کی گفتم اون خواهرم
عصبانی شد بعدش کی گفتم دخترم
ناراحت شد و گفت پس من فقط رخت شورمو من فقط فلانمو …
گفت برو پیش ننت پیش خواهرت
گفتم خانوم درست سوال کن
گفت چی چی بپرسم
گفت تو میگی مهم ترین شخص زندگیت کیه
بگو عشقت کیه
یه خنده ای کرد و گفت عشقت کیه
گفتم سپاهان یا تراکتور شما
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.