متن مادر پریشونه و مضطر
نماهنگ مادر سید علی مومنی
مادر پریشونه و مضطر
اسیر میخ در
تازیانه خورد و از پا افتاد آخر
مادر خونه شد غمخونه
زینبت گریونه
زیر چشمای تو غروب آسمونه
مادر از سیلی اعدا رو گرفت از بابا
که شکسته در هم میخونیم وا اماه
وا اماه وا اماه
مادر چه کبوده رویت چه شکست پهلویت
به گمانم سوخته معجر و آن مویت
مادر آوردن چی سر تو خم شد کمر تو
زد
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.