روضه حاج احمد واعظی | ایام زیارت مخصوصه امام رضا(ع) | حسینیه فاطمیون مشهد | 12 تیر 1400 | پلان 3
متن روضه جانسوز حاج احمد واعظی
مریض داری احمد واعظی
ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد
آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد
سیلی محکم او چشم مرا تار نمود
مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد
لگدی خورد به پهلوم و نفس بند آمد
مادر اما لگدی محکم و سنگین تر خورد
حسن ازغصه سرش را به زمین زد, غش کرد
باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد
قصه ی کوچه عجیب است (مهاجر) اما
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد
شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزه ای راهی مشهد شده است
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.