از آن نخست که در گوش من اذان دادند
خدای عزوجل را به من نشان دادند
کشید بر سر من پیر با خدایی با دست
و خواند به گوشم خدا بزرگتر است
قرار یافت دل بیقرار من ناگاه
به ذکر اشهدان لا اله الا الله
زبان نداشتم و او شهادتینم داد
به گریه افتادم تربت حسینم داد
اگر هنوز محرم سیاه میپوشم
به جای لالایی روضه بوده در گوشم
به اشک روضه شیر داده مادر من
حسین بوده از اول پناه آخر من
به شیر خوارگیم اصغر حسینم کرد
از آن نخست فدای سر حسینم کرد
جوان شدم گریه ای هر کجا به کارم خورد
پدر مرا به علی اکبر حسین سپرد
نصیحت پدرم را هنوز خوب یادم هست
به جز حسین مبادا مرید غیر شوی
الهی ای پسرم عاقبت به خیر شوی
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.