سید امیر حسینی | ایام محسنیه 1401 | هیئت ام ابیها قم | پلان3
متن گفت: در می زنند مهمان است
دانلود روضه پشت در امیر حسینی
گفت: در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن این خانه مسلمان است
مادرم رفت پشت در،اما
گفت: آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضهای به پا داریم
پدرم رفته ما عزا داریم
پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر، اما
بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تانگاهش به ذوالفقار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما…
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.