ضربه ای از پشت در علی اکبر حائری
[INSERT_ELEMENTOR id="5568"]
علی اکبر حائری | ایام محسنیه 99 | هیئت ام ابیها قم | پلان 3
اهل مدینه فاطمه ام را نظر زدند
با برق چشم خرمن جان را شرر زدند
در اول ربیع ، خزان شد بهار من
ماهه مرا به آخر ماهه صفر زدند
از چوب ، خون تازه روان شد به روی خاک
از بس که با غلاف به پهلوی در زدند
دیدند که با تو راه به جایی نمیبرند
نزدیکتر شدند و سرت را به در زدند
زهرا نبود آنکه بیافتد به روی خاک
سیلی به صورت زن من بی خبر زدند
تا آمدم به خویش جمالش کبود شد
بد سیرتان جمال مرا بی خبر زدند
هر قدر گفت دختر پیغمبرم نزن
اهل مدینه فاطمه را بیشتر زدند
افتاد روی جفت علی لنگه ی دری
از بس که جفت جفت و فُرادا به در زدند
سَرو رشیده ام آخر خمیده شد
اهل مدینه فاطمه ام را نظر زدند
ضربه ای از پشت در علی اکبر حائری
نقد و بررسی
از دیدگاه بینندگان
سریال
بزودی | بروزشده
بزودی
بروز
سوئیچر کار می کند. لطفاً توجه داشته باشید که برای اینکه بتوانید آن را در داخل سوئیچر نمایش دهید ، باید قالبی به کتابخانه اضافه کنید.
هیچ داده ای یافت نشد