گفت هر باری که زنگ میزدند
دخترم میومد دم این تلفن خونه
میگفت از بابا خبر آوردن
میگفت این بار آخر ما رفتیم خونشون
دیدم عکس بابای شهیدشه
کنار عکس دختر
گفتم قصه این دختر چیه
گفت انقدر که این منو سوزوند
داغ همسرم منو نسوزوند
گفت بار آخر که زنگ زدند
زود اومد گفت مادر از بابا خبر آوردند
گفتم نه مادر لباس باباشو
رخت آویز برداشت رفت اتاقش
بچم دیگه نفس نمیکشه امین قدیم
دانلود روضه بچم دیگه نفس نمیکشه امین قدیم | دهه سوم محرم الحرام 1404| دفتر امام جمعه ساوجبلاغ | پلان3
متن کامل
گفت سفره ناهار رو که گذاشتم
هی صدا کردم رقیه جونم بیا غدا آمادست
گفت دیدم صدا در نمیاد
در اتاق رو باز کردم دیدم
یه آسین بابا این طرف گردنشه
یه آسین اون طرفه
دیگه بچم نفس نمیکشه
گوشه خرابه میگه عمه سادات اومد دیدیم
صدای لطمه زدن میاد
گفتن خانوم چیشده
نگاه کردیم دیدیم
بچه یه طرف افتاده
سر یه طرف افتاده
حالا صدا بزن ای مظلوم
نظرات
جدیدترین های
جدیدترین کلیپهای مناسبت
محبوبترین کارهای
محبوبترین کلیپهای
جدیدترین کلیپهای سبک
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.