گفته بودی مرگ در بستر برایت خوب نیست
دیدن تنهایی خواهر برایت خوب نیست
پیرهن کهنه به تن کردی برایت خوب بود
این عقیق سرخ و انگشتر برایت خوب نیست
هر قدر شمشیر خوردی بیشتر گفتی علی
ذکر نام نامی حیدر برایت خوب نیست
از جلو سخت است میدانم ولیکن صبر کن
در نیاور تیر را از پر، برایت خوب نیست
سن و سالت رفته بالا، آه دست و پا زدن
زیر نعل اسب یک لشگر برایت خوب نیست
غیرت اللهی و میدانند این نامحرمان
دیدن اطفال بی معجر برایت خوب نیست
سنگ بر پیشانیات خورده است بیش از حد، دگر
خیزران و چوب و طشت زر برایت خوب نیست
سمت گودال آمده با قامتی خم فاطمه
باز میگویی: نیا مادر! برایت خوب نیست
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.